هفت شهر عشق

بي خبر رفت و دگر از او نيامد

نامه اي نه كلامي نه پيامي نه

هفت شهر عشق را گشتم به دنبالش

نديدمش به كوچه اي به بامي نه

تا كه غربت يار من در بر گرفت

دل بهانه هاي خود از سر گرفت

گرمي خورشيد هم آخر گرفت

كلبه ام خاموش شد آتشم افسرد

غنچه هاي بوسه ام بر عكس او پژمرد

باد ياد عاشقان را برد

سالها رفتند و من ديگر نديدم

سروري نه قراري نه بهاري نه

هفت شهر عشق را گشتم به دنبالش

از آنهمه گذشته يادگاري نه

تا كه غربت يار من در برگرفت

دل بهانه هاي خود از سر گرفت

گرمي خورشيد هم آخر گرفت

كلبه ام خاموش شد آتشم افسرد

غنچه هاي بوسه ام بر عكس او پژمرد

باد ياد عاشقان را برد

happy birthday

دیروز تولدم بود.هووووورا.

وقتی که بر خاک غلتیدیم

1-وقتی پرفروش ترین فیلم ایران میشه اخراجی های 2.مقایسه شود با گوزنها.
2-وقتی ده نمکی کارگردان جریانساز و مولف میشه.مقایسه شود با بهرام بیضایی و ناصر تقوایی.
3-وقتی ده نمکی داره زندگی میکنه.
4-وقتی نقش اول مرد ایران میشه رادان.مقایسه شود با بهروز وثوقی و پرویز فنی زاده.
5-وقتی محبوبترین بازیگر میشه رضا گلزار.مقایسه شود با فردین.
6-وقتی کیمیایی از قیصر و گوزنها و رضا موتوری و داش آکل میرسه به حکم و رئیس و سربازان جمعه.
7-وقتی محبوبترین سریال میشه افسانه جومونگ.مقایسه شود با دایی جان ناپلئون.
8-وقتی عاشقانه ی سال میشه یوسف پیامبر.
9-وقتی رشید میشه جانشین ارحام صدر.
10-وقتی کیارستمی نماد روشنفکری ایران شد.
11-وقتی هیچکس نمیتونه به صادق هدایت و صادق چوبک و بزرگ علوی حتی نزدیک بشه.
12-وقتی سیروس شمیسا جانشین نداره.
13-وقتی طاهره صفارزاده بهترین شاعر زن چند سال اخیر ایرانه.مقایسه کنید با فروغ فرخزاد.
14-وقتی بهترین شاعران مرد این چند سال موسوی گرمارودی و بگوری برری هستند.مقایسه کنید اینها را با شاملو و اخوان و مشیری و سهراب.
15-وقتی شریعتی جاشو میده به حجه الاسلام پناهیان و عبدالکریم سروش.
16-وقتی کافه نادری تبدیل به خرابه شد.
17-وقتی تیغ ریش تراش به افسانه می پیونده و کراوات و پالتو جاشو میده به تسبیح و کاپشن.
18-وقتی محمد مایلی کهن میشه ناجی فوتبال ایران.
19-وقتی علی آبادی میشه پدر ورزش ایران.
20-وقتی کرباسچی به دلیل خدمت می افته به زندان.
21-وقتی کشتار مردم میشه افسانه.
22-وقتی مشت ها گره کرده تر از همیشه میشه.
23-وقتی بهترین خواننده های داخل ایران احسان خواجه امیری و اصفهانی هستند که مقایسه کنید با سیاوش قمیشی و داریوش اقبالی و فرامرز اصلانی.
24-وقتی صدای زن حرام است و کفاره داره.
25-وقتی جنتی عطایی و شهیار قنبری جاشونو میدن به افشین یداللهی و شاهکار بینش پژوه.
26-وقتی هرندی میشه جانشین مهاجرانی.
27-وقتی علی دایی شریف درس خونده باشه.
28-وقتی متحدین ایران میشن مجمع الجزایر قمر و نیکاراگوئه و ونزوئلا.
29-وقتی هیچ نمایشنامه نویسی به قدرت عباس معروفی و غلامحسین ساعدی نداریم.
30-وقتی رحمان بهلولی میشه جانشین عزت الله سحابی.
31-وقتی مشکل مملکت ما مانتو و روسری و پوتین نیست.
32-وقتی فرشچیان دیگه جانشینی نداره.
33-وقتی مختاباد همون سبکی رو میخونه که شجریان میخونه.
34-وقتی شهرام ناظری مکاشفه ی عارفانه میکنه و لژیون دونور میشه.
35-وقتی عرق خورا حاجی شدند.
36-وقتی عربستان توی تهران ایران رو میبره.
37-وقتی چیزی به اسم اقتصاد نداریم.
38-وقتی صدا و سیما فرهاد پخش میکنه.
39-وقتی مرتضی ممیز از بین ما رفت.
40-وقتی باید جنگ جنگ تا پیروزی سیاست پیشرو باشه.
41-وقتی نمیدونیم حق مسلم ما چیه.
42-وقتی 18 تیر شد…چه شد؟
43-وقتی معروف ترین مترجم حال حاضر ایران میشه ویدا اسلامیه.مقایسه کنید با م.ا.به آذین.
44-وقتی شرق توقیف شد.
45-وقتی ساسی مانکن آمد.
46-وقتی مونوریل از مترو بهتره.
47-وقتی پاسارگاد نم پس داد.
48-وقتی خلیج فارس داریم پس کارت سوخت داریم.
49-وقتی سر سفره نون و پنیر و نفت میخوریم.
50-وقتی وزیر آکسفوردی به کابینه رفت.
51-وقتی سبک راک شد سبک شیطان پرستان.
52-وقتی هلالی و بنی فاطمه و کویتی پور شدند تک ستاره.
53-وقتی شیرینی دانمارکی شد شیرینی گل محمدی.
54-وقتی مهرداد رفت اصفهان.
55-وقتی بلوتوث خانوادگی مد شد.
56-وقتی ایزوله شدیم.
57-وقتی شاید شاید شاید گوش شیطون کر چشم شیطون کور هفت قرآن به میان اگه خدا بخواد اگه آینده ای باشه ازآن ما باشه.
58-وقتی همه با هم بدیم و چشم نداریم همو ببینیم.
59-وقتی دلمون تنگ همین چیزا میشه.
60-وقتی 21 ساله بودم.

بازگشت دوباره

سلام

خوبی؟

بالاخره طلسم وبلاگ ننویسی من شکست و امروز برای اولین بار بعد از تابستان امسال اومدم تو وردپرس. تو این مدت 2 بار پسورد من گم شد.

اما مهمترین دلیل اینکه نمی نوشتم این بود که دلیلی برای نوشتن من وجود نداشت. بارها به خودم گفتم اقلا بخاطره اون پولی که بابت هاست و دومین دادی برو و یه چیزی بنویس.

اما دلم راضی نمیشد که وسط اون همه درسی که به قول هدایت بزرگ روح آدم رو در انزوا بیچاره میکند و…(نقل به مضمون) بیام و به کاری برسم که تو ایران یه کار تفننی ست و یا شاید برای پز دادن به هم باشه که ما هم وبلاگ داریم.

به خودم میگفتم برای کی بنویسم؟ واسه چی بنویسم؟

امروز به این نتیجه رسیدم که میشه آدم واسه دل خودش هم که شده بنویسه.اونقدر بنویسه که…و باز هم بنویسه.

اما من دلم می خواد که اینجا بشه یه تریبون اختصاصی واسه ی خودم و چند نفر معدود و محدود دیگه. اینکه بیام و یه کتابی رو که خوندم معرفی کنم.یه فیلم مورد علاقه ام رو معرفی کنم و … و از همه مهمتر بشه یه هفته نامه از وقایع بر من گذشته.

یعنی بشه من و هرچی که مورد علاقه ی منه.

پس اصلا مهم نیست که این وبلاگ خواننده ی زیاد نداشته باشه.شاید کل کسانی که میدونند این وبلاگ وجود داره 10 نفر هم نشوند.

اما من مینویسم چون میخوام الآن 20 ساله ی من ثبت شود.مینویسم برای آینده.

بهنام روز 29 ام چله بزرگه ی 1387

پ.ن:تنها باری که تو این چند ماه واقعا دلم میخواست بیام مطلب بذارم مربوط بود به فوت ارحام صدر.

از اولین روزهایی که وبلاگ نویسی میکردم دلم میخواست راجع به ارحام صدر و تاثیر عمیقی که روی طنزنویسی من گداشت بنویسم که اونقدر ننوشتم که… . روحش شاد.

ارحام صدر شکرپاره اصفهان بود که توی اصفهان فوق العاده معروف و محبوبه.محبوبیتی که هیچکس بهش نتونست خدشه و خلل وارد کنه. حتی با حذف ناعادلانه اش از صحنه ی تئاتر. نمایش بینظیر مست تا ابد در ذهن من ماندگاره.قدرت بداهه گویی و تسلطش به بازی اش و به کاری که میدونست چیه مثال زدنی بود.

دلیل ممنوع الکار شدن ارحام صدر و محمدعلی فردین چه بود؟محبوبیت بیش از حد؟

روزگار ما

روزگار غریبیست

دهانت را ميبويند 

مبادا گفته باشي دوستت دارم 

دلت را ميپويند 

مبادا شعله اي در آن نهان باشد 

روزگار غريبيست نازنين 

و عشق را کنار تيرک راه بند تازيانه ميزنند 

عشق را در پستوي خانه نهان بايد کرد 

در اين بن بست کج و پيچ سرما 

آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان ميدارند 

به انديشيدن خطر مکن 

روزگار غريبيست نازنين 

ان که بر در ميکوبد شبا هنگام 

به کشتن چراغ امده است 

نور را در پستوي خانه نهان بايد کرد 

آنک قصابانند بر گذر گاه ها مستقر 

با کنده و ساطوري خون آلود 

و تبسم را بر لبها جراحي ميکنند 

و ترانه را بر دهان 

شوق را در پستوي خانه نهان بايد کرد 

کباب قناري بر اتش سوسن و ياس 

روزگار غريبيست نازنين 

ابليس پيروز مست 

سور عزاي ما را در خانه بر سفره نشسته است 

خدا را در پستوي خانه نهان بايد کرد